![]() |
![]() |
|
|
باز هم ترم جدید دیگری و باز هم همچون ترم های گذشته تعداد زیادی دروس تکراری و اندک واحد های جدید که مهر ننگین افتادن! هنوز بر انها زده نشده! تقریبا توصیف فشار ناباورانه دروس در این ترم که از همکنون سنگینی ان را به شدت بر تمام اعضا و جوارح خود و حتی اعضا داخلی!احساس میکنم ناممکن است و شاید بر اثر همین فشار و بیشتر اثر روانی ان باشد که که در طول چند ماه گذشته که از فرط بیکاری به ولگردی و شبگردی های طولانی مدت روی اورده بودم حتی یک بار هم دست به این قلم نتراشیده!! نبردم ولی اکنون در این زمان از شب و در حالی که باید فردا ازبوق سگ تا زوزه شغال در کلاس این طوطی صفتان و شمر مرامان حاضر شوم؛شعر هایی این چنینی از ذهنم میگذرد که البت چرایی نوشتن این ها را نمیدانم . به امید دیدار هرچه سریع تر شما دوستان! با عرض شرمندگی وقت ضیغ است و زمان رفتن! تا بعد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت توسط صابر |
|
|
. نیکولای چائوشسکو تنها رهبر در اروپای شرقی بود که حاضر به پذیرش حکم تاریخ نشد و در برابر جنبش آزادیخواهی ملتش مقاوت کرد و در نتیجه تبدیل به تنها رهبر اروپای شرقی نیز شد که بدنبال سقوط کمونیسم محکوم به اعدام گردید. نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد. چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و نیز پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است تا مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند. در دسامبر سال 1989 و در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران بسر می برد و بعنوان اولین رئیس جمهور یک کشور خارجی بر روی آرامگاه آیت الله خمینی تاج گل نهاده بود مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند. النا چائوشسکو همسر دیکتاتور, و معاون نخست وزیر, در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا" را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند. چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران, ضمن حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند". چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند. اما در میان شگفتی جهانیان, صدها هزار نفر از مردمی که با در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را "هو" کردند و بمانند جرقه ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم بردند. جهان هنوز مات حرکت مردم رومانی است که با تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند. نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند, اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر آمدند. پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود. تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند. تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های فیلمبرداری در شهر مرزی "تارگو ویسته" رومانی به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران, تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست" رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود. دادستان در دادگاه به چائوشسکو گفته بود: "تو بهتر بود در همان ایران باقی می ماندی, جای تو در همان جا بود". صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون های جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است. چائوشسکو تنها مدت کوتاهی قبل از روز اعدامش بعنوان "رئیس جمهور رومانی" میهمان حکومت ایران بود. جالب توجه است که چائوشسکو دیکتاتور رومانی تنها "رئیس جمهور" جهان بشمار می رود که بواسطه زمان طولانی حکومت دیکتاتوری اش هم میهمان رسمی پادشاه و ملکه ایران در زمان حکومت شاهنشاهی و هم میهمان حکومت اسلامی بوده است. و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد. پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش, فیلم و تصاویری که از فقر, نکبت و گرسنگی مردم این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت. اینک 20 سال پس از سرنگونی چائوشسکو, مردم رومانی دارای کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند. خصلت جداناپذیر دیکتاتورها که تصور می کنند شکست ناپذیرند و زمانی به خود می آیند که واقعیت از آنان پیشی گرفته است بخشی از تاریخ بشری است. سرنوشت صدام حسین در عراق, چائوشسکو در رومانی, پینوشه در شیلی, هونه کر در آلمان شرقی, فروپاشی اتحاد جماهیر شوری با وجود دیوارهای آهنین و زرادخانه اتمی اش وووو تنها نمونه های کوچکی از پایان غیر قابل اجتناب تعدادی از دیکتاتورهای تاریخ 30 ساله اخیر جهان هستند و بی شک آخرین نمونه ها نیز نخواهند بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت توسط صابر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط صابر |
|
|
مرد تو رختخوابش غلت میزد و خوابش نمیبرد. برای اینکه ونگ ونگ توله سگهای تو خرابه قاتی خوابش شده بود و تو سرش ژُق زُق میکرد. خودش دیده بود که چگونه مادر آنها ظهر روز پیش زیر ماشین رفته بود و لاشه خونآلودش را تو خرابهایکه خانهاش بود و بچههایش را همانجا زائیده بود انداخته بودند و حالا زر و زِر آنها تو سرش را میخراشید. ..... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
21ساله-اهل تهران-دانشجوی مهندسی برق دانشگاه سمنان-ساده،صمیمی!همین!!
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
خاطرات حج خاطرات دانشگاه آنچه گذشت... از سخنان دکتر شریعتی... |
|
RSS
|